|
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1390 18:59 توسط تورال |
رام بودم . ساکت بودم . شاد بودم . تنها بودم .
سنگدل شدي . بي احساس و بي تفاوت ……………… تو رفتي . + نوشته شده در چهارشنبه هفتم اردیبهشت 1390 12:48 توسط تورال |
براش بنويس دوستت دارم آخه مي دوني آدما گاهي اوقات خيلي زود حرفاشونو از ياد مي برن ولي يه نوشته , به اين سادگيا پاک شدني نيست . گرچه پاره کردن يک کاغذ از شکستن يک قلب هم ساده تره ولي تو بنويس .. تو ... بنويس
تو را هيچگاه نمي توانم از زندگي ام پاک کنم چون تو پاک هستي مي توانم تو را خط خطي کنم که آن وقت در زندان خط هايم براي هميشه ماندگار ميشوي و وقتي که نيستي بي رنگي روزهايم را با مداد رنگي هاي يادت رنگ مي زنم + نوشته شده در سه شنبه ششم اردیبهشت 1390 16:31 توسط تورال |
وقتي که گريه کرديم گفتن بچه است................. وقتي که خنديديم گفتن ديونه است.................. وقتي که جدي بوديم گفتن مغروره............................. وقتي که شوخي کرديم گفتن سنگين باش............................. وقتي که حرف زديم گفتن پر حرفه................................................... وقتي که ساکت شديم گفتن عاشقه................................................... حالا ام که عاشقيم مي گن گناه + نوشته شده در سه شنبه ششم اردیبهشت 1390 16:28 توسط تورال |
وقتي دلمو شکستي حس کردم بيشتر دوستت دارم
چون حالا دلم چندين تيکه داشت که هر کدوم جداگونه دوستت داشت تو کوير آرزو باران رحمتي به گمونم آخر عاشقاي عالمي بذار راحتت کنم ، فکر ميکردم آدمي!ا چقدر سخته کسي رو که دوستش داري نتوني بهش بگي که دوستش داري وچقدر بده که کسي تورو دوست داشته باشه واينو نتونه بهت بگه چقدر سخته تو چشاي کسي که تمام عشقت رو ازت دزديد وبجاش يه زخم هميشگي رو قلبت هديه داد زول بزني و بجاي اينکه لبريز کينه و نفرت شي حس کني که هنوز هم دوسش داري چقدر سخته دلت بخواد سرتو باز به ديواري تکيه بدي که يبار زير آوار غرورش همه وجودت له شده تو خيالت ساعتها باهاش حرف بزني اما وقتي ديديش هيچ چيزي بجز سلام نتوني بگي چقدر سخته وقتي که پشتت بهشه دونه هاي اشک گونه هاتو خيس کنه اما مجبور بشي بخندي تا نفهمه که هنوز دوسش داري چقدر سخته گل آرزوهاتو تو باغ ديگري ببيني و هزار بار خودتو بشکني و اونوقت آروم زير لب بگي گل من باغچهء نو مبارک وليکن فرق دارد يار با يار دل من سايه لطف تو ميخواست و گرنه سايه ديوار بسيار به دردهم اگرخورديم قشنگ است ،به شانه بارهم برديم قشنگ است ،دراين دنياکه پايانش مرگ است ، براي هم اگرمرديم قشنگ است نه بلبل خواهد از بستان جدايي نه گل دارد خيال بي وفايي اگر گفتي مرا الان چه حاليست ميان قلب من جاي تو خاليست ستاره هاروهرشب مي بينم بااينکه دورند...تورو روزها هم نمي بينم کاش ستاره بودي کو طبيبي تا شکافد قلب خونين مرا/تا ببيند من نمردم عشق تو کشته مرا اتل متل دلبرک-دلم برات زده لک -چه با پيام چه با تک- دوست دارم با نمک!ا کوتاهترين فاصله براي گفتن دوستت دارم يک لبخند است يک دنيا لبخند براي تو هيچکس تلخيه ي لبخند مرا درک نکرد ، گريه هاي دل من پنهان است در دياري که در آن نيست کسي يار کسي ، يا رب اي کاش نيفتد کار کسي به کسي دوست دارمش ، مثل دانه اي که نور را ، مثل مزرعه اي که باد را ، مثل زورقي که موج را ، يا پرنده اي که اوج را ، دوست دارمش بگو يارم کجاست تا خاک پايش را سرمه ي چشمانم کنم خدا را دوست دارم چون هرچه دارم از او دارم ، اگر عاشقم از اوست ، اگر صادقم صداقتم از اوست ، اگر شادم شاديم از اوست ، اگر زندگي مي کنم زندگيم از اوست جانا ز دست عشق تو ، يک دم نباشد راحتم / هر شب خيالت را کشم ، اي ماه تابان در برم آنگاه که آوار تنهايي روحت را در هم شکست ، گوشه ي قلبت را بنگر ، من آنجا به انتظارت هستم :::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::: زندگي جيره ي مختصريست ، مثل يک فنجان چاي و کنارش عشق است ، مثل يک حبه قند ، زندگي را با عشق نوش جان بايد کرد جهان چيزي شبيه موهاي توست ، سياه و سرکش و پيچيده ، خيال کن چه بي بختم من ! که به نسيمي حتي جهانم آشوب مي شود دردم از ديدار توست / دل فقط بيمار توست / شادي عشق و اميد / هديه ي چشمان توست شمع اگر سوخت و به پروانه وفادار نبود / من بر آنم که بسوزم به کنارت ، اي دوست اتل متل صداقت / دل به تو کرده عادت / برات دعا ميکنم / اينه رسم رفاقت !ا اس ام اس عاشقانه - هرکس را نه بدان گونه که هست احساسش مي کنند ، بدان گونه که احساسش مي کنند ، هست بي تو اينجا همه در حبس ابد تبعيدند / سالها هجري و شمسي همه بي خورشيدند گر تو يارم نشوي آخر پاييز من است / فکر بي تو شدنم دشمن بنيان من است / تا زماني که تو شيريني و دوري ز دلم / رنگ خون بر جگر فرهاد من است همه ي بغض من تقديم غرور نازنينت باد، غروري که لذت دريا را به چشمانت حرام کرد زندگي قافيه باران است، من اگر پاييزم و درختان اميدم همه بي برگ شدند، تو بهاري و به اندازه ي باران خدا زيبايي شکوفه هاي صورتي فداي مهربونيات / يه دل که بيشتر ندارم اونم فداي خوبيات از آشيانه ي چشمانت کبوتران اميد / به شوق باغ تنت پر گشاده در راهند / ز دره هاي هوس تا فراز قله ي عشق / پريده اند و از تو آب و دانه ميخواهند ديشب روي شيشه ي تبدار تو را (ها) کردم / با نفسم اسم زيباي تو را جدا کردم / شيشه بدجور ابري و باراني شد / شيشه را يک شبه تبديل به دريا کردم / با نوک انگشت کشيدم عکس زيباي تو را / عکس زيباي تو را سير تماشا کردم قوانين علم را به هم زده اي!ا قلب من از صداي تو چه عاشقانه کوک شد اما به رضاي عشق راضي هستيم بر فرض که اين مساله هم حل بشود ثابت شده ما دو خط موازي هستيم مهم نيست عمري است شبانه روز لب هايت را لب باز نکن ، هنوز لب هايت را نه ، سير نمي شوم به چندين بوسه بر روي لبم بدوز لب هايت را تو رفته اي شب گم شده در سياهي چشمانت شد رود ستاره راهي چشمانت قربان نگاه تو که اقيانوسي افتاده به تور ماهي چشمانت شال و کلاه مي بافم با خيالت تا در سرماي نبودنت يخ نبندم تا عشق دويد از دهانم بيرون نام تو کشيد از دهانم بيرون گفتم که به تو حرف دلم را بزنم يک بوسه پريد از دهانم بيرون چه کاغذها که سپيدي دلشان از نام تو سياه شد از دل تنگي هايم از احساسم هزاران هزار صفحه سفيد کاغذ سياه شدند کاغذها عاشق شدند ولي تو..!ا تا کي رم آهو ها را در چشمت ببينم و آه بکشم ؟ عشق جرات مي خواهد عزيزم مي روم پلنگي دست و پا کنم !ا عشق يعني با چشم بسته کسي را ديدن و از بين همه دلتنگ يک نفر شدن اونائي که ما عاشقشون هستيم هيچ وقت از ما دور نميشوند هر روز کنار ما راه ميروند اما ديده نميشوند … شنيده نميشوند و هنوز نزديک و هنوز عاشق … هنوز دلتنگ و خيلي عزيز در اين نفس تنگي در قلب يک بن بست مدهوش دلتنگي سه شاخه گل برات ميفرستم يکي از طرف خداوند که نگهدارت باشه دومي از طرف دلمه که دوستت داره و سومي از طرف چشامه که دلتنگ ديدارت شده دلم ز دست زمانه بسي تنگ است / چه کنم که کار دنيا فقط نيرنگ است نيرنگهاي دنيا هزار و يک رنگ است / خدا کند شود پيدا دلي که با دل من يک رنگ است هر چند که دلتنگ تر از تنگ بلورم با کوه غمت سنگ تر از سنگ صبورم يک عمر پريشاني دل بسته به مويي است تنها سر مويي ز سر موي تو دورم به نام خدايي که هستي را با مرگ ، دوستي رابي رنگ ، زندگي را با رنگ ،عشق را رنگارنگ ، رنگين کمان را هفت رنگ ، شاپرک را صد رنگ داشتم اشک هايم را روي نامه اي عاشقانه با قطره چکان جعل مي کردم ، خاطرم آمد شايد دلتنگ خنده هايم باشي خدايا دلم گرفته ، ميان اين همه آرزوها ، دلتنگ ترين بنده ات را درياب دوست داشتن تمثيلي از نفس کشيدن من است، سزاواري من در زندگي، شايستگيام در بودن!ا امشب تمام گذشته ام را ورق زدم پر از لحظه هاي سياه ، لحظه هاي داغ و پرالتهاب بي قراري ، دلتنگي افسرده ، خاموشي ، سکوت ، اشک ، سوختن …. چيزي نيافتم خو دمو با خيالت راحت کرده بودم دو باره زد به سرم شعر دلتنگي بگم براي دل خو دم شعر غريبي رو بگم دلتنگم و با هيچکسم ميل سخن نيست کس در همه آفاق به دلتنگي من نيست خوشحالم که بردم چون کسي رو از دست دادم که دوستم نداشت خوشحالم که باختي چون کسي رو از دست دادي که دوستت داشت تو روزگار رفته ببين چي سهم ما شد از عاشقي تباهي از زندگي مصيبت از دوستي شکستو از سادگي خيانت با تو بودن خيلي وقته که گذشته بي تو بودن مثل مهر سرنوشته حالا اسم تو را هي زمزمه کردن واسه من نه تو ميشه نه فرقي داره از دشمنان برند شکايت به دوستان / چون دوست دشمن است شکايت کجا بريم ؟ بنويس اي سنگتراش عاقبت شدم فداش ، بنويس تا بدونه عمرمو دادم براش باشد که نباشيم و بدانند که بوديم + نوشته شده در یکشنبه چهارم اردیبهشت 1390 22:21 توسط تورال |
هر گاه که فکر میکنم برخاسته ام پایم به جایی میخورد و میافتم هر گاه که فکر میکنم که برخاستن کاری است بس دشوار بر میخیزم وبه راهم ادامه میدهم حالا بعد از یک بار دیگر به زمین خوردن برخاسته ام گرد و خاک را از لباسم پاک میکنم ساکم را بر میدارم و به راه می افتم این بار راهی را برمیگزینم که تو در مسیرش نباشی راهی که حتی جای پایت را باد جارو کرده باشد وبویت را باران شسته باشد دیگر وقتی که داری به زمین می خوری به من تکیه نخواهی داد اعتماد در رابطه با تو مفهوم خود را برای چندمین بار از دست داده است و جایش را به تردید داده است . دهانت بوی دروغ میدهد می خواهم از تو متنفر باشم به همین سادگی + نوشته شده در شنبه سوم اردیبهشت 1390 18:47 توسط تورال |
|
|||
| ||||||